معمار بیست

حرف های معمارانه!

سرآغاز

یا نور
قال امیرالمومنین، علیه السلام:
العلم نقطه کثرها الجاهلون

ادامه مطلب = جهت
۴ نظر

بیم

قسم به قلم

که از قلم بیم دارم

و از آن روزی که بنویسم

آنچه را که باورش ندارم.


۰ نظر

اینستاگرام(۳): ؟؟

https://www.google.com/search?q=behind+instagram&source=lnms&tbm=isch&sa=X&ved=0ahUKEwi64aKh7L7XAhVJChoKHfyqCbEQ_AUICigB&biw=1093&bih=510#imgrc=_

۰ نظر

اینستاگرام(۲): سواد منطقی

رسانه که همچون گرگی برای رسیدن به هدف خود از تحریف هیچ حقیقتی فروگذاری نمی‌کند، حالا مجهز به زیبایی‌های بصری است، به شدت بازار مغالطه‌ها را داغ کرده. شاید بیش‌ترین و ساده‌ترینشان قیاس، نمونه‌گیری و تعمیم و احساساتی کردن مردم برای توجیه بی‌منطقی است.
این‌بار ممکن است که رسانه در جهت بی‌سوادی و بی منطق کردن افراد پیش رود و منطق بمیرد. خطر جدی است.

بگذارید این پست بدون هیچ تصویری بارگذاری شود

۰ نظر

اینستاگرام(۱): سواد تصویری

متاسفانه باز هم باید به تجربیات شخصی ام رجوع کنم. شرمنده
ولی این را بپذیرید که در همین دو سه سال اخیر با شیوع شبکه های اجتماعی تصویری، سواد بصری مردم به شدت افزایش یافته. به زودی در مطلبی با عنوان «آیا مردم دروغ بعدی را باور می‌کنند؟» اتفاقا همین رشد مردم را روزنه‌ای برای اصلاح هنر و معماری شهر معرفی می‌کنم.
۰ نظر

خلوت

یکی از نیازهای بسیار مهم فرد که رو به نابودی است. گوشی ها و رسانه‌ها تا دستشویی هم رهایت نمی‌کنند!

خلوت مقدمه‌ی یک تفکر جرقه‌ای و طوفانی است.

خیلی اومانیستی نگاه کنی، خداوند 5 بار تکلیف کرده که خلوت کنی...


۰ نظر

جامعه و فرد

به نظر جامعه مجموعه ای از افراد است که در حالات مختلف یک سوگیری دارد و با اکثر اجزاء خویش متناقض است: برآیندی عجیب!

۰ نظر

انجمن‌طور: قربه الی الله

رسیدم

به این که برای غیرخدا کار کردن

خسران است.


والعصر

ان‌الانسان لفی خسر

الاالذین آمنوا

و عملوا الصالحات

و تواصوا بالحق

و تواصوا بالصبر

۰ نظر

انجمن‌طور: مدیریت و ابزارهای آن

یکی از جملات مشهور اهل فن در حوزه‌ی مدیریت این است که

برای ضایع کردن یک نفر، او را مدیر کن و ابزار مدیریت را به او نده


۰ نظر

انجمنطور: خطابه ای به روحانی

جمعه انتخابت کردیم. از این به بعد وظایفی بر ما داری و وعده هایت بار مضاعفی است بر شانه هایت. آن چه که به آن نمی اندیشیم، وظایف متقابل ماست و تاریخ ایران گواهی این مدعاست که کم تر به وظایفمان عمل کرده باشیم.

۰ نظر

پدیده‌ای توجیهی برای سلبریتی های ایرانی

آقای شاهین نجفی، خانم مسیح علی‌نژاد

مهم این نیست که چقدر حکیمانه حرف‌هایتان را توجیه می‌کنید و چقدر دلسوزانه صحبت می‌کنید. توجیه حرف‌هایتان مسخره‌تر از آنی است که فکر می‌کنید. رسالت سلبریتی یا هنرمند، هنر یا جریانی است که راه می‌اندازد و نه حرف‌هایی که در کنج صفحه‌ی مجازی اش می‌زند. مرگ مولف بیش‌تر از هر کسی برای سلبریتی‌هاست. ماسک‌هایی که به صورتتان زده‌اید بسیار بسیار مهم‌تر از طرز فکر کردنتان است.


پ.ن: من هم به اصطلاح فن برخی سلبریتی ها هستم. من برای آن‌ها وقت می‌گذارم و مثل بقیه‌ی آدم‍‌ها دوست دارم از زندگی شخصی و روابطشان با دیگر سلبریتی‌ها بدانم. ولی این را باید متوجه باشم که این من هستم که از پشت پرده‌ی زندگی و واقعیت آن شخص خاص بیشتر آگاهم. وگرنه در قریب به اتفاق اوقات، تاثیر سلبریتی همان ماسکی است که بر صورتش می‌زند.
پ.ن: از علاقه مندان به دو سلبریتی یادشده عذرخواهی می‌کنم. نظر شخصیم از فعالیت‌هایشان بسیار منفی است و مشمئزکننده ترش این است که بعد از فعالیت‌ها، آلبوم‌ها یا کمپین هایشان در پی توجیه و تلطیف امثال من هستند.
۰ نظر

انجمنطور: نهاد بالادست

به صورت پیش فرض نباید خیلی فرقی نداشته باشه با نهاد پایین دست که شما می‌شوید. قرار بوده که نگاه جامع تری به مسائل داشته باشند. ولی خیلی وقت ها متاسفانه این طور هم نیست. بیش تر به عنوان ترمز کار می کنه. خلاصه خیلی نترسید ازش و گنده اش نکنید. افرادش رو بهتر بشناسید و به صورت فردی سعی کنید مسائل رو به عرضشون برسانید. چون اینا وقتی کلی باهاشون صحبت کنید، کلا می رن توی نقششون و به خاطر عادتی که دارند ترمز می‌شن :)
۰ نظر

از شک تا ایمان (قرن بیست و یکی)

امروز که به خاطر ایام محرم به محضر سخنرانی استاد اسدی گرمارودی - از کم‌تر مردانی که شعور حسینی‌اش پای منبر بر شورش می‌چربد- نشسته بودم از ایمان می‌گفت. از این که باید چگونه بود تا حسینی شد. از ایمان گفت. از تعریف ایمان در تشیع گفت. از این که ایمان در تشیع علم به چیزی و التزام عملی به آن چیز است. از این که در اسلام ایمان در نهایت علم حاصل می‌شود و در ایمان جهلی نیست. از این که ایمان از یقین است و بدین معنا که وقتی ایمان حاصل می‌شود که شکی نباشد. می‌دانید؟  مساله از آن جایی شروع می‌شود که سعی می‌کنم در این عصر پر از شک «مومن» بشوم. از این که دقیقا حرف استاد گرمارودی در این مورد را قبول دارم که: شک گذرگاه خوبی است. اما توقف خوبی نیست. اما ما در این دوره چه‌کار کنیم؟ در دنیایی که رسانه‌هایش شک می‌آفریند؟ از این که در شبکه های اجتماعی کذبیات می‌فرستیم؟ از این که کل جهان مجازی مجازی است و حامل شک؟
احساس می‌کنم برای حصول به ایمان که خود در اوج علم پدید می‌آید، باید خیلی بیش‌تر از پیش به شکیاتمان علم پیدا کنیم. باید بفهمیم که دنیایمان اسیر پوچی شده. باری در مطلبی اشاره کردم که برخی از متفکرین، عموم انسان‌های امروزی را نهیلیست فعال یا منفعل می‌دانند. چون همه‌ی ما در این دنیای پر از پوچی اسیر شده ایم، پس در اکثرمان رگه‌هایی از پوچ‌گرایی به چشم می‌خورد. اما باید فعال شد تا به این علم برسیم که ما در دنیای پوچی و شک زندگی می‌کنیم و شک‌هایمان را یک به یک بشناسیم.

نگاه کنید! مساله این‌جاست که در گذشته به خاطر طبیعی بودن جوامع، اگر شک‌هایی که خودت به آن‌ها واقف بودی را حل می‌کردی واقعا مومن می‌شدی. ولی حالا مجبوری اول به شک‌هایت واقف شوی و بعد ایمان بیاوری! فکر کنم تمام ما انسان‌ها علاقه مند باشیم که به شک‌هایمان واقف شویم و برای دین‌دارها آرزو می‌کنم که به پله‌ی ایمان هم برسند...
۰ نظر