معمار بیست

حرف های معمارانه!

۴ مطلب با موضوع «در مقوله‌ی ایرانی بودن» ثبت شده است

بلبشو

این کتاب هنوز منتشر نشده و معرفی آن در روزنامه‌ی صبح منتشر گردید.


«بلبشو» عنوان کتاب دیگر خاقانی، به جست‌وجوی دنیای درون دیوارهای هستی ایرانی می‌پردازد. در این کتاب او به جامعه‌شناسی تفسیری و انسان‌شناسی اجتماعی ایرانیان دست می‌زند. «بلبشو» نمایش زندگی روزمرة ایرانی در تمامی سطوح است؛ یک بی‌قانونی همه‌گیر، اما نه عدم وجود قانون. سعید بلبشو را یک فضای فکری می‌داند که مدام خود را بازتولید می‌کند و همین امر نشان می‌دهد که بلبشو امری ساختارمند است و نه یک عارضه و عرض- به تعبیر زیباکلام یا نراقی. این‌که دانشمندان و روشنفکران نتوانسته‌اند درمانی یا تحلیل درستی از آن داشته باشند بدین خاطر است که همواره با آن همچون نوعی عارضه یا بیماری برخورد کرده‌اند و نه ساختاری منسجم و نه منعطف که حتی خود را نقد نیز می‌کند ولی همواره به بازتولید خویش مشغول است.

۰ نظر

عیدنامه: نگاهی به دغدغه‌ی «مملکت خراب»

نوروز امسال هم گذشت و در این دید و بازدید‌های خانوادگی همیشه یکی از موضوعات مورد بحث اوضاع نابسامان مملکت بود. اساسا طرح چنین مساله‌ای وجهه‌های جالب توجهی دارد:

این‌که می‌توان از هر دری سخن گفت؛ چه تجربه‌های شخصی و کاری و چه از اخبار سیاسی و اقتصادی و بین‌الملل... بنابراین بعید است که این موضوع را مطرح کنید و طرف مقابل چیزی در چنته نداشته باشد!

جدا از خود سوژه‌، ما ایرانی‌ها هم انسان‌هایی جالب توجهیم؛ تصمیماتمان ناگهانی است و احساسی عمل می‌کنیم؛ بسیار شده که تا چند روز پیش از انتخابات ندانیم که آیا قرار است اصلا رای بدهیم یا خیر؟! پیش‌بینی کردنمان سخت است و کم‌تر قابل تحلیل هستیم.

بنابراین بسیار پیش می‌آید که در این گفت‌وگوهای عیدانه به نحوی سخن بگوییم و در عمل کار دیگری کنیم؛ من که بشخصه ترجیح می‌دهم در این گفت‌وگوها، صرفا به کلیدواژه‌ها و شدت احساساتی بودن افراد توجه کنم؛ چرا که الباقی صرفا سخن است و سخن باد هواست...

پیش‌بینی ما دشوار است؛ هم برای رهبران حکومت‌مان و هم برای معاندین خارج نشین! رهبرانمان که جنس‌شان از خود ماست و همانند ما به ‌این بلبشو (اصطلاح دکتر خاقانی) عادت دارند و آن غربی‌ها هم ابدا ما را درک نخواهند کرد. بنابراین بشخصه معتقدم نه برنامه‌ی مدونی برای اعتلای فرهنگمان داریم و نه کسی برای تخریب فرهنگمان می‌کوشد.

در یکی از همین بازدیدهای خانوادگی یکی می‌گفت ایران همانند کشتی‌ای است که در حال غرق شدن است؛ این حرف‌هایش مرا یاد گزارش سر مورتیمر دوراند (نشر نی) انداخت که اواخر دوره‌ی قاجار گزارشی از وضعیت ایران را برای انگلیس می‌نویسد که بسیار هم خواندنی است؛ او هم اوضاع بسیار نابسامان ایران را وصف می‌کند که مرا به یاد همان کشتی قابل غرق شدن انداخت؛ بنظرم این کشتی غرق شدنی نیست؛‌ بلکه همیشه در حال غرق شدن است: البته بستگی دارد که غرق شدن را چه چیزی در نظر بگیریم:

 از سوی دیگر بلبشوی ایرانی هرگز به عدم نظم و هرج‌ومرج آنارشیزم هم نمی‌رسد و همچون مکتب آنارشی خواهان امحای دولت و نهاد حکومت نیست. ما قانون می‌نویسیم و در عین حال قانون را زیر پا می‌گذاریم: خلاصه و دریک کلام، بلبشو دنیای آنارشی است که درقالب و فرم نظم زندگی می‌کند و لانه کرده است.

قسمتی از معرفی کتاب بلبشوی‌ دکتر سعید خاقانی


ما خودمان را نمی‌شناسیم و درباره‌ی خودمان فکر نمی‌کنیم؛ جوری درباره‌ی خودمان سخن می‌رانیم و جور دیگری عمل می‌کنیم؛ فکر کنم دارم حرف‌های دکتر خاقانی رو تکرار می‌کنم! متن کامل معرفی کتاب را می‌توانید بخوانید...

۰ نظر

فارسی: مرگ تدریجی یک رویا - نتیجه‌ی تفسیر نادرست از ایرانی بودن

البته مفهوم ایرانی بودن با دیگر مفاهیم ملی متفاوت است و «ایرانی بودن» پیش از معنای ملی قطعا معنایی فرهنگی دارد. اما اگر واقعا زبان ما گرفته شود، دیگر از فرهنگمان چه می‌رسد؟ اگر زبانمان که به گفته‌ی بزرگان روش فکر کردنمان است، به زبانی دیگر تغییر یابد، آن گاه واقعا باز هم ایرانی هستیم؟ یا تازه متوجه می‌شویم که این بحثی که امروزه از ایرانی بودن یا نبودن است، صرفا بازیچه‌ای است برای مفهوم ایدئولوژیک ایرانیت...
اما آن روزی که این راز برای همه عیان شود خیلی دیر است.
نابودی فرهنگ ایرانی سال‌هاست که آغاز شده و بسیاری از هم‌سالانم نسبت به موسیقی غربی آشناتر از موسیقی ایرانی‌اند. چهره‌های پاپ موسیقی فارسی یا دیگر آن‌قدری پیرند که جوان‌تر ها کم‌تر درکشان کرده‌اند یا مجبورند در زیر زمین‌ها کار کنند.
۰ نظر

ایرانیت در گذر زمان!

با همین فرمون بریم جلو کار به جایی می‌رسه که ایرانی‌ها فارسی بلد نباشند.

بعد خودتون بدبخت می‌شید. مجبور می‌شید بجای ارتقا، بازم مفاهیم رو استحاله کنید.

تا قبل از این که گند کار در بیاد، اجازه بدید قالب های مقوم فرهنگ بروز بشه.

۰ نظر